تبليغاتX
خورشید مکه - جانها فدای امام نقی(ع)

صفحه اصلی

ایمیل مطالب پروفایل مدیر رهبری پشتیبانی

موضوعات
دانلود کتاب افلاکیان(زندگینامه اولیاء دین)(جاوا)
1)معجزه خاتم اوصیاء
2)مسیحا
3)مژده ظهور از قول آیت الله بهجت
4)امام صادق(ع)
5)معجزات امام محمّد تقى (ع)(شفای چشم)
6)شگفتيهاى ولادت امام رضا (ع)
7)معجزه امام رضا (ع)
8)معجزه امام زمان عج(حلّ اختلاف ابو غالب با همسرش‏
9)معجزه امام زمان عج(نصب کننده حجرالاسود)
10)سزاى خيانت در امانت
11)علّت ملقّب شدن حضرت علىّ بن موسى عليهما السّلام
12)قضایایی از مظلومیت امام عصر(عج)<1>
13)من مظلوم ترین فرد عالم هستم
14)مناظره شيخ بهائي(ره) با عالم سني
15)زمینه سازی غیبت
16)تا وقتش فرا برسد
17) زینت امام زمانمان باشیم
18)شفای پسر حنفی توسط امام عصر (عج)
19)بزرگترین عید بشر
20)به مردم بگو امام زمانم مظلوم است
21)چقدر ائمه مظلومند
22)ترس از قصاص قيامت (امام سجاد (ع)
23) درمان عجيب بيمار، توسط حضرت رضا (ع )
24) شفاى سكته مغزى در نيمه شعبان
25) گذر حضرت ابراهیم به کربلا
26) معجزه مجلس عزادارى حسين (ع )
27) حيوانات هنگام مرگ به اخفاى جثه خود مى‏پردازند
28)معجزه اي از امام موسي كاظم (ع)
29)داستاني جالب


ارشیو مطالب


لینکدونی


امکانات


عاشقان احساس مستی می کنند -امام نقی ع

نویسنده : خادم

موضوع :


عاشقان احساس مستی می کنند

امام نقی

امشب از جام ولایت سر خوشم

از دل و جان باده را سر می کشممیکده دارد هوای دیگری

در طرب آورده می را ساغری

هر طرف آید ندای نوش نوش

می رسد از عالم بالا سروش

ملک ایمان را چراغانی کنید

سینه را جمله جوشانی کنید

از "سمانه" شد عیان روی نگار

کز رخش آمد به دنیا نو بهار

مه خجل از طلعت زیبای او

جمع مستان واله مینای او

در سرای فاطمه گل باز شد

گوئیا بار دگر اعجاز شد

دیده بگشوده به عالم نوگلی

که بود نور دو چشمان علی

تهنیت آید ز سوی کبریا

در حریم خانه ی ابن الرضا

او بود چشم و چراغ فاطمه

درد ها سازد بگردون خاتمه

زینت عرش است و ارکان وجود

مهره زیبای خلاق ودود

باز یاران، وا گل شادی شده

سالروز مولد هادی شده

عاشقان احساس مستی می کنند

خاک پایش کل هستی می کنند

می زند خنده به مستان روزگار

می سراید نغمه از شادی هزار

نوبهاران با دلی افروخته

بر تن گل جامه گل دوخته

در جنان زهرای اطهر لب گشاد

کامده دنیا گل باغ جواد

بهجت قلب علی مرتضاست

نور چشمان علی موسی الرضاست

 

 

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


حبیب الله موحد

 

جمعه 29 اردیبهشت1391

 

چهل مروارید از صدف وجود امام هادی نقی علیه السلام

نویسنده : خادم

موضوع :



چهل مروارید از صدف وجود امام هادی علیه السلام


 





 
گویند سخنان و نوشته های هر کس مبیّن روحیات و شخصیت وی می‌باشد. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: معرفِ هر کس زبان اوست و تا هنگامی که سخن نگفته در پشت زبانش پنهان است. کسی که به منبع فیض الهی وصل است سخنان پُر مغز و گرانبهایی ارائه می‌دهد که انسان ساز و سرنوشت ساز است. در این مقاله برخی از غنچه های کلام امام هادی علیه السلام را دستچین نموده و برای بهره گیری، تقدیم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت می‌نماییم.

1- شکر و شاکر
 

«الشاکِرُ أَسعَدُ بِالشکر مِنهُ بِالنعمَةِ الَتی أَوجَبَتِ الشکرَ لاَِنَّ النعَمَ مَتاعٌ وَ الشکرُ نِعَم وَ عُقبی.»؛
شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمند تر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمتِ دنیا و آخرت است.

2- جایگاه اجابت دعا
 

«إِنَّ لله بِقاعًا یُحِبُّ أَن یُدْعی فیها فَیَستجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیْرُ مِنها.»؛
همانا برای خداوند بقعه‌هایی است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت رساند، و حائر - حسین علیه السلام- یکی از آن‌هاست.

3- خدا ترسی
 

«مَنِ اتقَی الله یُتقی، وَ مَنْ أَطاعَ الله یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ الَمخلوقینَ؛ و مَنْ أَسْخَطَ الخالِقَ فَلییقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَط الَمخلوقینَ.»؛
هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر که مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می‌شود.

4- اطاعت خیرخواه
 

«مَن جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأیَهُ فَاجْمَع لهُ طاعَتکَ.»؛
هر که دوستی و نظر نهاییاش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.

5- اوصاف پروردگار
 

«إِنَّ الله لا یُوصَفُ إِلاّ به ما وَصَفَ بِهِ نفسَهُ، وَ أَنّی یُوصَفُ الَّذی تعْجِزُ الحَواسُّ أَنْ تدرکَهُ وَ الاَْوهامُ أَن تنالَهُ وَ الخَطَراتُ أَنْ تحُدَّهُ وَ الاْبصارُ عَنِ الاِحاطَةِ بِهِ. نأی فی قربهِ وَ قَرُبَ فی نَأیِهِ، کَیَّفَ الکَیْفَ به غیرِ أَن یُقالَ: کَیفَ، وَ أَیَّنَ الایْنَ بلا أَنْ یُقالَ: أَینَ، هُوَ مُنقَطِعُ الکَیفِیةِ وَ الاینیَّةِ، أَلواحِدُ الاْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تقَدّسَت أَسماؤُهُ.»؛
به راستی که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کُنه او پی نبرند، و در دیده‌ها نگنجد؟ او با همه نزدیکیاش دور است و با همه دوریاش نزدیک. کیفیت و چگونگی را پدید آورده، بدون این که خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریده، بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان بر کنار است. یکتای یکتاست، شکوهش بزرگ و نام‌هایش پاکیزه است.

6- اثر بخش خداست، نه روزگار
 

«لا تعْدُ ولا تجعَل لِلایامِ صُنعًا فی حُکم ِالله.»؛
از حدّ خود تجاوز نکن و برای روزگار هیچ اثری در حکم خدا قرار نده.

7- نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا
 

«مَن أَمِنَ مَکرَالله وَ أَلیمَ أَخذِهِ، تکبَّرَ حَتی یَحِلَّ بهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَن کانَ عَلی بَینة مِن رَبِّهِ هانَتْ عَلیهِ مَصائِبُ الدنیا وَ لوْ قرِضَ وَ نشِرَ.»؛
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زندگی کند، تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خدا پرستی، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، اگر چه مقراض- قیچی- شود و ریز ریز گردد.

8- تقیّه
 

«لوْ قلتُ إِنَّ تارِکَ التقِیةِ کتارِکِ الصَّلوةِ لکنتُ صادِقا.»؛
اگر بگویم کسی که تقیّه را ترک کرده، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، راست گفته‌ام.

9- جبران نقص
 

«لِبَعض مَوالیهِ: عاتِب فلانا وَ قل لهُ: إنَّ اللهَ إِذا أَرادَ به عبد خَیرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»؛
امام علی النقی علیه السلام به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده ای خواهد، وی را توبیخ نماید، پس هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید.]

10- دنیا جایگاه آزمایش
 

«إِن الله جَعَلَ الدنیا دارَ بَلوی وَالاخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدنیا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلوَی الدنیا عِوَضًا.»؛
همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سرای رسیدگی قرار داده است، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.

11- ستمکار بردبار
 

«إنَّ الظالِمَ الحالِمَ یَکادُ أَنْ یُعفی علیهِ بحِلمِهِ؛ و إِنَّ المحِقَّ السفیهَ یَکادُ أَنْ یُطفِیءَ نورَ حقهِ بِسَفههِ.»؛
به راستی ستمکار بردبار، چه بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و صاحب حق نابخرد، چه بسا که به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش کند.

12- آدم بی شخصیّت
 

«مَنْ هانتْ عَلیهِ نَفسُهُ فَلا تأمَنْ شَرَّهُ.»؛
کسی که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.

13- دنیا جایگاه سود و زیان
 

«أَلدنیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَومٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»؛
دنیا بازاری است که گروهی در آن سود می‌برند و دسته ای زیان می‌بینند.

14- حسد و خودخواهی
 

«أَلحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طلبِ العِلمِ داع إِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ، وَالبُخلُ أَذمُّ الاخلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّة سَیئَةٌ.»؛
حسد، نیکویی‌ها را نابود سازد، و دروغ، دشمنی آوَرَد، و خود پسندی مانع از طلب دانش و خواهان خواری و جهل گردد، و بخل ناپسندیده‌ترین خُلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.

15- پرهیز از تملق
 

«قالَ أَبوالحَسَنِ الثّالِثِ علیه السلام لِرَجُل وَ قَدْ أَکثَرَ مِن إِفراطِ الثناءِ عَلَیهِ: أَقبِل عَلی شَأنِکَ، فَإِنَّ کَثرَةَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَی الظنَةِ وَ إِذا حَللتَ مِنْ أَخیکَ فی مَحَلِّ الثقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلی حُسْنِ النیَّةِ.»؛
امام هادی علیه السلام به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:از این کار خود داری کن که تملقِ بسیار، بد گمانی به بار می‌آورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.

16- جایگاه حُسن ظنّ و سوء ظنّ
 

«إِذا کانَ زَمانُ العَدلِ فیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بأَحَد سُوءً حَتی یَعلَمَ ذلِکَ مِنهُ، وَ إِذا کانَ الجَورُ أَغلَبَ فیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لاَِحَد أَن یَظُنَّ بِأَحَد خَیرًا ما لَمْ یَعلَم ذلِکَ مِنهُ.»؛
هر گاه در زمانه ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بد گمانی به دیگری حرام است، مگر آن که - آدمی- بدی از کسی ببیند؛ و هر گاه در زمانه ای ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتی که - آدمی- خیری از کسی نبیند، نباید به او خوشبین باشد.

17- بهتر از نیکی و زیباتر از زیبایی


«خَیرٌ مِنَ الخَیرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الجَمیلِ قائِلهُ، وَ أَرجَحُ مِنَ العِلمِ حامِلهُ، وَ شَرّ مِنَ الشرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الهَولِ راکِبُهُ.»؛
بهتر از نیکی، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناک‌تر از وحشت، آورنده آن است.

18- توقّع بیجا
 

«لا تطلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدَرتَ عَلَیهِ، ولاَالوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بهِ، وَلاَ النصحَ مِمَّنْ صَرَفتَ سُوءَ ظنِکَ إِلَیْهِ، فَإِنما قَلبُ غَیْرِکَ کقَلبِکَ لهُ.»؛
از کسی که براو خشم گرفته ای، صفا و صمیمیّت مخواه و از کسی که به وی خیانت کرده ای، وفا مطلب و از کسی که به او بدبین شده ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش، که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آن‌هاست.

19- برداشت نیکو از نعمت‌ها
 

«أَلقوا النعَمَ به حسن مجاورت‌ها وَ التمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشکرِ عَلیْها، وَاعلَمُوا أَنَّ النفسَ أَقبَلُ شَیء لِما أَعطَیتَ وَ أَمنَعُ شَیء لِما مَنَعْتَ.»؛
نعمت‌ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنید، و بدانید که نفس آدمی رو آورنده‌ترین چیز است به آنچه به او بدهی و بازدارنده‌ترین چیز است از آنچه که از او بازداری.

20- خشم به زیردستان
 

«أَلغضَبُ عَلی مَنْ تملِکُ لُؤمٌ.»؛
خشم بر زیردستان از پستی است.

21- عاقّ والدین
 

«أَلعُقوقُ ثکلُ مَنْ لمْ یَثکَلْ.»؛
نافرمانی فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.

22- تأثیر صله رحم در ازیاد عمر
 

«إِنَّ الرَّجُلَ لیَکونَ قَدْ بَقِی مِنْ أَجَلِهِ ثلاثونَ سَنَةً فَیَکُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجعلُهَا الله ثَلاثَةً وَ ثَلاثینَ سَنةً، وَ إِنَّهُ لیَکونَ قَدْ بَقِی مِن أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَکونُ عاقّا لِقرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجعَلهَا الله ثَلاثَ سِنینَ.»؛
چه بسا شخصی که از عمرش سی سال باقی مانده باشد ولی به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند؛ و چه بسا کسی که از مدّت عمرش 33 سال باقی مانده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند آن را به سه سال برساند.

23- نتیجه عاقّ والدین
 

«أَلعُقوقُ یُعَقبُ الْقلةَ وَ یُؤَدّی إِلَی الذلةِ.»؛
نارضایتی پدر و مادر، کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می‌کشاند.

24- بیطاقتی در مصیبت
 

«أَلمُصیبَة لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلجازِع إِثنانِ.»؛
مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بیطاقتی می‌کند دوتاست.

25- همراهان دنیا و آخرت
 

«أَلناسُ فِی الدنیا بِالاموالِ وَ فِی الاخِرَةِ بالاعمال.»؛
مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.

26- شوخی بیهوده
 

«أَلهَزلُ فَکاهَة السفهاءِ وَ صَناعَة الجُهّال.»؛
مسخرگی، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.

27- زمان جان دادن
 

«أذکُر مَصْرَعَکَ بَینَ یَدَی أَهلِکَ، وَلا طبیبٌ یَمنعُکَ وَلاحَبیبٌ یَنفعُکَ.»؛
وقت جان دادن خود را نزد خانواده‌ات به یاد آر که در آن هنگام طبیبی جلوگیر مرگت و دوستی نفع رسانت نباشد.

28- نتیجه جدال
 

«أَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تکونَ فیهِالمُغالبَة وَ المُغالَبَة أُسُّ أَسبابِ القَطیعَةِ.»؛
جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوندِ اعتماد را می‌گسلد و کمترین چیزی که در آن است غلبه بر دیگری است، که آن هم سبب جدایی می‌شود.

29- حکمت ناپذیری دل فاسد
 

«أَلحِکمَة لا تنجَعُ فِی الطباعِ الفاسِدَةِ.»؛
حکمت، اثری در دلهای فاسد نمی‌گذارد.

30- درک لذت
 

«أَلسَّهَرُ أَلذُّ لِلمَنامِ وَالْجُوعُ یَزیدُ فی طیبِ الطَّعام.»؛
شب بیداری، سبب لذتبخشی خواب، و گرسنگی سبب خوش خوراکی در طعام ناب است.

31- اسیر زبان
 

«راکِبُ الحَرُون أَسیرُ نفسِهِ، وَالجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»؛
کسی که اسیر هوای نفس خویش است؛ گویا بر اسب سرکش، سوار است، و نادان، اسیر زبان خویش است.

32- تصمیم قاطع
 

«أُذکُرْ حَسَراتِ التفریطِ بِأَخذِ تقدیمِ الحَزمِ.»؛
افسوسِ کوتاهی در انجام کار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران کن.

33- خشم و کینه توزی
 

«أَلعِتابُ مِفتاحُ الثقالِ، وَالْعِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ.»؛
خشم و تندی، کلیدِ گرانباری است و خشم، شدیدتر از کینه توزی است.

34- ظهور مقدَّرات
 

«أَلمَقادیرُ تریکَ مالا یَخْطُرُ بِبالِکَ.»؛
مقدَّرات، چیزهایی را بر تو نمایان می‌سازد که به فکرت خطور نکرده است.

35- خود خواهان مغضوب
 

«مَن رَضِی عَنْ نفسِهِ کَثرَ السّاخِطونَ عَلَیهِ.»؛
هر که از خود راضی باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.

36- تباهی فقر
 

«أَلفقرُ شَرَهُ النفسِ وَ شِدةُ القنوطِ.»؛
فقر، مایه آزمندی نفس و سببِ ناامیدی زیاد است.

37- راه پرستش
 

«لو سَلکَ الناسُ وادِیًا شُعَبًا لَسلکتُ وادِی رَجُل عَبَدَالله وَحدَهُ خالِصًا.»؛
اگر مردم به راه های گوناگونی روند، من به راه کسی که خدا را خالصانه می‌پرستد خواهم رفت.

38- آثار گوشتخواری
 

«مَن ترَکَ اللحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلقهُ وَ مَنْ أَکَلَ اللحْمَ أَربَعینَ صَباحًا ساءَ خُلقهُ.»؛
کسی که چهل روز گوشت نخورد، بد خُلقی پیدا کند، و کسی که چهل روز پی در پی نیز گوشت بخورد اخلاقش بد شود.

39- یگانگی خدا
 

«لم یَزلِ الله وَحْدهُ لا شَیءَ مَعَهُ، ثمَّ خَلقَ الاشیاءَ بَدیعًا وَاخْتارَ لِنفسِهِ أَحسَنَ الاْسْماءِ.»؛
خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و برای خودش بهترین نام‌ها را برگزید.

40- فروتنی
 

«أَلتواضُعُ أَنْ تعطِی الناسَ ما تحِبُّ أَنْ تعْطاهُ.»؛
فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

منبع : راسخون

 

جمعه 29 اردیبهشت1391

 

امام نقی - امام سامرا جانم فدایت

نویسنده : خادم

موضوع :


امام سامرا جانم فدایت

امام نقی

به یمن تو گدای اهل بیتم

گدای هل اتای اهل بیتم

به لطف آستان مستجابت

مسلمان دعای اهل بیتم

به نام تو پس از عمری غریبی

غلام آشنای اهل بیتم

زیارت جامعه خواندی و حالا

سگ کهف الورای اهل بیتم

به احسان هدایت کردنن توست

اگر تحت لوای اهل بیتم

اگر چه کربلایی هستم اما

گدای سامرای اهل بیتم

ولی کبریا جانم فدایت

امام سامرا جانم فدایت

منم از مبتلایت مبتلاتر

منم از آشنایت آشناتر

اگر لطف کریمان به نداری است

منم از بینواها بینواتر

تو حالا که هزاران فیض داری

دل من از گدایانت گداتر

تو راه باز توحیدی،هر آنکه

به تو نزدیک تر پس با خدا تر

برایت دشمنت هم نذر می کرد

تو هستی از همه مشگل گشا تر

علی هستی و جدت هم علی بود

تویی با این حساب ابن الرضاتر

تو هم مثل پدر زهرا نژادی

عزیز خانه ی باب المرادی

تو در یکتائی ات یکتا شناسی

تو در آقایی ات اقا شناسی

لباس بندگی بر تن گرفتی

تو الحق بنده مولا شناسی

تو هنگام کریمی از گداها

نمی پرسی غریبی یا شناسی

تو در سیر نزولت هم صعود است

تو در روی زمین بالا شناسی

امام غائبت را مدح کردی

تو در امروز هم فردا شناسی

زیارت جامعه در اصل این است

زیارت نامه ی زهرا شناسی

زیارت جامعه یعنی ولایت

زیارت جامعه یعنی هدایت

دلت سرمنشاء خلق عظیم است

تجلی گاه رحمان و رحیم است

اقامت کن میان دل که عمری

دلم در کوی دلدارش مقیم است

هدایت کن مرا باگوشه چشمی

صراط تو صراط مستقیم است

اسیر گریه ام، ری زاده هستم

که از عشاق تو عبدالعظیم است

بهشت شیعه باشد سامرایت

حریمت عرش جنات النعیم است

بیا و شیعه را دریاب، آقا

قرار ما دم سرداب، آقا

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


احسان محسنی فر

 

جمعه 29 اردیبهشت1391

 

نوآوری های امام هادی نقی (ع) در مدیریت تحولات فکری و فرهنگی

نویسنده : خادم

موضوع :



نوآوری های امام هادی (ع) در مدیریت تحولات فکری و فرهنگی


 

نویسنده : امیرعلی حسنلو



نوآوری های امام هادی نقی (ع) در مدیریت تحولات فکری و فرهنگی
 

ویژگی خاص دوره امامت امام هادی(ع)
 

اگر دوره های امامت را به چهار دوره تقسیم کنیم، دوره امام هادی (ع) به خاطر ویژگی های خاص سیاسی و علمی و فرهنگی دوره ای دیگر است که در آن علاوه بر تدبیر برای آینده شیعه از لحاظ سیاسی و عقیدتی، تحکیم پایه های فرهنگی و انتقال کامل دست آوردهای تمام دوران امامت انجام گرفته و مرحله نوینی برای شیعه آغاز گردیده که در نوع خود نقطه عطف بسیار مهمی است.
هر یک از ائمه علیهم السلام در دوره خود براساس تدابیر مقتضی و مناسب با حوادث و تحولات اجتماعی و سیاسی و فکری، جهت هدایت شیعیان و حفظ خط اصلی اسلام ناب، اقدامات بسیار سنجیده ای را انجام داده اند. به نحوی که با وجود حاکم بودن شرایط سخت و اختناق سیاسی، تشیع به عنوان خطی روشن که متمایز با اکثریت حاکم بود، موجودیت خود را حفظ کرد.
دوره امام هادی (ع) دوره ای است که بنیان برخی از اندیشه های ناب تشیع شکل گرفته و بنیان مرجعیت و زعامت شیعه در این دوره گذاشته شده بود. قرن سوم در جهان اسلام قرن نوینی از نظر علمی و فکری بود که حرکت جامعه به سوی رشد علمی و فرهنگی با رویش اندیشه های جدید کلامی و ورود شبهات مختلف عقلی و فلسفی- که متأثر از نهضت ترجمه بود مرحله ای متمایزتر از گذشته را در پیش روی قرار داده بود. مکاتب و فرقه های مختلف علمی با اختلافات و تنازع، درحال تولید علم براساس اندیشه های خود بودند. و نابسامانی فکری تمام جهان اسلام را به خاطر شیوع شبهات گرفته بود.
اما مکتب اهل بیت با برتری محسوس، در محاصره دستگاه سیاسی از پایه های محکم و استوار و منطقی به برکت وجود ائمه علیهم السلام برخوردار بود و هرگاه شبهه ای متوجه کلیت و محتوای اسلام می شد تنها پاسخ قانع کننده از سوی رهبران مکتب اهل بیت صادر می شد. و این واکنش اساسی از سوی ائمه منجر به سامان دهی سازمان یافته مبانی فکری اسلام می شد.
امام هادی(ع) در این دوره خطیر و از لحاظ علمی که برای آینده جهان اسلام اهمیت خاص داشت، امامت داشت و بایستی به گونه ای بنیان های علمی مکتب اهل بیت را تأسیس و سازماندهی می کرد که تا قرن های آتی این بنیانگذاری، نیازهای فکری و سیاسی را پاسخ بدهد. امام آینده ای بسیار دور را مدنظر داشت و از نظر فکری و سیاسی جهت صیانت و استمرار امامت مدبرانه، برنامه ریزی کرد و شالوده های مهم را مشخص نمود که در این مقاله به قسمت هایی از مدیریت توانمند فکری و علمی امام می پردازیم.

دوران امامت
 

امام هادی(ع) در سال 212 پانزدهم ماه ذی حجه در اطراف مدینه از مادری بافضیلت به نام سمانه یا سوسن متولد شد. (1) پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در سال 220 به شهادت رسید. بدین ترتیب امامت امام هادی(ع) در سن هشت سالگی آغاز و تا سال 254 به مدت 33 سال استمرار داشت. آن حضرت در بین مردم با القاب، عامل، فقیه، امین، نقی، طیب مشهور بود.
آن حضرت در دوره امامتش، معاصر شش تن از سلاطین عباسی به نام های معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز بود که دشمن ترین آنها نسبت به علویان متوکل بود.

وضع اجتماعی و سیاسی معاصر امام هادی (ع)
 

هرچه حکومت عباسیان از دوران استقرار و ثبات آن فاصله می گرفت از نظر سیاسی اقتدار آنها کاهش می یافت، این تنزل قدرت و حاکمیت، از علل مختلف ناشی می شد که از جمله آنها نارضایتی اجتماعی و گسترش قیام های علویان و مفاسد هیئت حاکمه و شیوع فساد در اجتماع از سوی درباریان بود، نفوذ عناصر ناشایسته در هرم قدرت و حاکمیت از جمله عوامل کاهش اقتدار سیاسی سلاطین عباسی بود.
عباسیان در آغاز کار خود برای سرکوب امویان و به دست آوردن منزلت اجتماعی شعار «الرضا من آل محمد» را سرلوحه برنامه های سیاسی خود قرار دادند اما پس از قدرت گیری از این شعار، با کشتار علویان فاصله گرفتند، عنصر ایرانی در اقتدار سیاسی عباسیان نقش مهمی ایفا کرد. چنان که از نظر فرهنگی و علمی، ایران نقش اساسی در انتقال علوم ایرانی و هندی و یونانی به جهان اسلام داشت. از نظر دیوانی و تشکیلاتی و سیاسی نیز اقتدار لازم را به نهادهای قدرت عباسیان تزریق کردند، مدیریت شایسته عناصر و خاندان های اصیل ایرانی در تشکیلات حکومتی عباسیان قابل انکار است. به تدریج که مدیریت ایرانیان از تشکیلات کاسته شد، اقتدار نیز کاهش یافت. از طرفی ایرانیان به خاطر حمایت از اهل بیت علیهم السلام که در شعار عباسیان دیده می شد، همکاری نزدیکی با آنها داشتند که به دور از حقیقت نخواهد بود، اگر فاصله گیری آنها از شعار و سرکوب عناصر ایرانی را از علل مهم کاهش اقتدار عباسیان بدانیم. (2)
دشمنی برخی از سلاطین عباسی مثل متوکل با خاندان امامت و علویان تا حدی بود که امنیت مالی و جانی آنان در مخاطره بود. از این روی امام هادی(ع) با توجه به این اختناق و فقدان امنیت برای صیانت از جان و مال پیروان اهل بیت فعالیت های کاملا سری و پنهانی داشت.
امام هادی(ع) قبل از اینکه توسط مأموران عباسی به سامرا احضار شود در مدینه سکونت داشت که مرکز علمی و فقهی بزرگ جهان اسلام محسوب می شد، فعالیت های علمی مناسب با جو علمی مدینه برقرار بود، براساس اظهار شیخ مفید، امام مدت ده سال آخر دوره امامت را در سامرا سکونت اجباری و تحت نظر داشت. (ارشاد مفید/2/312)
اختناق شدید سیاسی و شیوع شبهات فکری و عقیدتی، دو پدیده مهم دوره امام هادی(ع) بود که اگر مواضع و تدابیر امام نبود، اساس فکری مکتب اسلام و عقاید بنیانی آن مثل توحید، گرفتار آشفتگی و در معرض تهدید جدی واقع می شد. (توصیه صدوق/31)
اختناق شدید سیاسی از سوی حاکمان دسترسی به امام را برای مردم مشکل می نمود. از این روی عدم حضور امام در جامعه، خود زمینه ساز مشکلات بزرگ عقیدتی را درپی داشت که منجر به بروز فرقه های مختلف مذهبی و کلامی و شیوع عقاید و آرای فکری سست در جامعه می شد و بدین علت بود که دین اسلام در معرض مخاطرات جدی قرار داشت. با بروز این آسیب ها بود که وجود امام معصوم برای صیانت از دین الهی و اسلام ناب در نزد خردمندان ضروری می نمود.
 
از پیامدهای تلخ سیطره اختناق سیاسی، تفرقه بین پیروان اهل بیت(ع) بود که فرقه های مختلفی از شیعه در این دوره گزارش شده(3) که به مرور زمان در گرد شمع وجودی امامان بعدی این اختلافات برچیده شد و از این فرقه ها جز نامی در تاریخ نماند، آثار وضعی جو سیاسی حاکم در جامعه، بروز و ظهورات عدیده ای داشت که امام هادی(ع) با تدابیر اساسی، سیاسی و علمی، زمینه های افزایش این گونه پیامدها را از بین برد، تدبیر خاص امام برای ایجاد هماهنگی و همبستگی بین جمعیت پیروان اهل بیت(ع) که در شهرهای مختلف جهان اسلام بودند، با مؤلفه (وکالت) صدها نتیجه زودبازده و آینده ساز داشت.

سازمان وکالت، نوآوری فرهنگی جهت پایداری تشیع
 

سازمان وکالت و نیابت از طرف امام معصوم(ع) در دوره های پیشین وجود داشت. اما در دوره امام هادی(ع) این سازمان وسیع علمی و فکری و سیاسی بعنوان نهادی رسمی و نوین از نمود خاص و برجستگی ویژه برخوردار شد و آثار مهمی را که در سایه این نهاد رسمی در راستای حفظ اساس اسلام درپی داشت، این نهاد را بعنوان نهادی راه بردی و الگوساز برای آینده شیعه نمایان کرد. در حقیقت نهاد وکالت ابتکار و نوآوری امام در شرایط بحرانی خاص بود جهت ارتباط شیعه با امامت و استمرار پیوستگی خط امامت با مردم.
اگر بحرانهای بعدی تاریخ اسلام پس از امام هادی را درنظر بگیریم، مدیریت امام در این برهه برای رها شدن از بحرانهای سخت بعدی کارآمدی فراوان و مؤثر داشت، چون وضع سیاسی به نحوی پیش رفت که در عصر امام عسگری(ع) شیعه بیش از پیش در فشار و اختناق قرار گرفت و تنها چاره شیعه جهت اطلاع از وظایف و وضع امام عسگری این راه برد مهم بود. امام عسگری (ع) کاملاً در محاصره نظامی قرار داشت و گاهی برای پیام رساندن از شیوه های خاص استفاده می کرد و پیام به وکلا می فرستاد و وکلا به همدیگر تا بدین طریق شیعه از مسائل و وظایف خود در قبال انحرافات آگاه می شد.

الف) کارکرد سازمان وکالت در انسجام و سامان دهی علمی و اجتماعی، امنیتی:
 

1) ایجاد بستری جهت پیوند مستمر بین امام و پیروان در اقصی نقاط جهان اسلام که می توانست پیام امام را مثل ابزار ارتباطی امروزین سریعاً و به طور سیستماتیک از یک کانال موثق و معتبر به شیعیان برساند. بدون این که از لحاظ امنیتی برای پیروان اهل بیت (ع) مشکل ساز باشد و ازنظر جغرافیایی، مکان آنها را برای دیگران معلوم سازد.
2) این شبکه مهم می توانست ازنظر علمی و فقهی، نیازهای مردم را از منبع اصلی در دسترس قرار دهد که رفع شبهات عقیدتی و فکری از نتایج بدیهی و اولیه آن بود.
3) شبکه گسترده وکالت تنها سازمان اقتصادی نبود، بلکه سازمان بزرگ علمی نیز محسوب می شد که الگویی برای تشکیل حوزه های علمی امروز بود. منشأ علمی سازمان، امام معصوم(ع) بود و نیازها را رفع می نمود. استمرار این شبکه تبدیل به مراکز علمی و حدیثی بزرگ مثل مکتب قم و... شد. وصول مسائل فقهی و کلامی از کانال مورد اطمینان برای پیروان به منزله یک چتر حمایتی بزرگ مصون بخش بود که تهاجمات فرهنگی را نیز بدون واکنش آشکار فیزیکی، پاسخ داده و دفع می نمود. شبکه وکالت در حقیقت به منزله یک دانشگاه بزرگ زنجیره ای بود که پیروان اهلبیت-علیهم السلام- را ازنظر فکری و نیازهای علمی روزمره با مرکز به صورت نامحسوس و سریع مرتبط می نمود. برخی گمان کرده اند که سازمان وکالت تنها فعالیت های مالی داشت، درحالی که تدبیری بود کاملاً اساسی و بنیانی برای سامان سازی علمی و فرهنگی جهت حفظ اسلام ناب.

ب) کارکرد سازمان وکالت در سامان دهی و صیانت عقاید مذهبی:
 

1- زدودن شبهه از توحید و عقاید مردم:
 

در دوره امام هادی(ع) شبهات مهم فکری و کلامی در جامعه اسلامی رواج داشت و عقاید مردم را تهدید می کرد. مثل شبهه تشبیه و تجسیم درباره خداوند، که عده ای به این عقیده گرایش داشتند. امام با موضع برهانی، این نظریه را مردود شمرد و فرمود، پیروان اهلبیت درباره خداوند به جسمیت قائل نیستند چون لازمه تشبیه، خداوند به اشیاء دیگر، تصور جسمیت است، و چیزی که جسم است خود معلول است، شأن خداوند بری از این تمثیل هاست، چون جسم داشتن، محدود شدن به مکان و زمان و عوارض دیگری نظیر پیری، فرسودگی و... را درپی دارد. درحالی که ذات خداوند پاک از این اوصاف است. (توحید صدوق/97)
این عقیده همان عقیده است که سبب پیدایش تثلیث در مسیحیت شده و آنها برای خداوند شریکی قائل شده اند. امام با برخورد صریح با شیوع این افکار در بین مردم و پیروان اهلبیت(ع) پیشگیری نمود. این شبهات و نظایر آنها اساس توحید را که اولین و مهمترین دستاورد پیامبران الهی است مورد مخاطره قرار می داد که وجود امام هادی(ع) در این برهه از زمان این وظیفه را عهده دار است تا از توحید پاسداری و برای این منظور برنامه های اساسی پی ریزی و از طریق سازمان وکالت این مسائل را به نقاط مختلف جهان اسلام ابلاغ نماید.

2- زدودن شبهه از امامت:
 

امامت مهمترین پایگاه حفظ اصول و ارزش های دینی است که در دوره های مختلف، مدعیان دروغین شبهات فراوانی در آن ایجاد کرده و هر فرقه ای با پیروی از افکار منحرف افراد، مدعی امامت آنها شده اند. از علل تعدد فرقه های انحرافی در بین امت اسلام، ناشناخته ماندن جایگاه امامت در اسلام است.
امام هادی(ع) در این راستا اقدام بسیار اساسی برای تبیین جایگاه امامت انجام دادند. بارزترین و بهترین سند شناسایی امامت از میراث امام هادی به نام « زیارت جامعه کبیره » است که معتبرترین منبع امام شناسی است، امام با شیوه خاصی آن را تبیین نموده و در ضمن آن غلو را در حق ائمه علیهم السلام مردود شمرده است.
 
امام در مقدمه زیارت، ذکر صد مرتبه تکبیر را که دلیل وحدانیت خداوند و توحید است لازم می شمارد، پس از آن جایگاه واقعی اهلبیت را برای باطل کردن مدعیان امامت با زبان دعا و زیارت روشن می کند. (مفاتیح الجنان)
معرفی اهل بیت(ع) به عنوان معدن و سرچشمه علم در این دعا و مضامین دیگر، رد ضمنی عقاید فرقه های مختلف است که معتقد به امامت حاکمان اموی و عباسی و دیگران بودند و حدیث نبوی «من لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» را به سلاطین تأویل می کردند و آنها را امام مفترض الطاعه می شمردند.
این میراث گران سنگ امامت ( جامعه کبیره ) بهترین شیوه، جهت سامان دهی فکری جامعه اسلامی در آن مقطع و در حال حاضر است که سبب ثبات فکری و عدم انحراف پیروان راستین اهلبیت (ع) از گرد شمع روشن امامت شده است که با مراجعه به متن و شروح نوشته شده بر آن، می تواند جایگاه امامت و خلیفه الهی را در زمین روشن کند.
این فرهنگ سازی از طرف امام دو جنبه اثباتی و سلبی دارد: جنبه اثباتی، دفاع از منزلت اجتماعی و هدایتی ائمه و برقراری حلقه اتصال امت با امام و برتری اهلبیت(ع) از جهات عدیده ای است که هرگز قابل مقایسه با دیگران نیستند و... و جنبه سلبی، نیز اندیشه غلات را درباره امامت منتفی و مردود می شمارد و شهادت بر وحدانیت خداوند و نفی شرک از ذات او را در آغاز و در ضمن زیارت، در پاسخ غالیان به مردم القاء می کند. آن حضرت در این زیارت، عصمت امامت را جهت ابطال عقاید معتقدین به امامت حاکمان اموی و عباسی و دیگران مطرح می فرماید «... و اذهب عنکم الرجس...».

3. بسترسازی ولایت و مرجعیت جهت آمادگی شیعه برای درک دوره غیبت کبری:
 

از جمله اقدامات مهمی که از دوره امام هادی(ع) و اقدامات آن حضرت در تأسیس شبکه وکالت می توان استنباط کرد، پراکنده نمودن و انتخاب و گسیل نمایندگان به مراکز مختلف با عنوان وکیل است، وکالت سازمان یافته به صورت اساسی در این دوره از برجستگی ویژه برخوردار است که در عصرامام عسگری(ع) نیز همین رویه استمرار دارد، در حالی که در دوره های پیشین مثل دوره امام رضا و امام جواد(ع) محدودیت و اختناق ایجاد شده در عصر امام هادی(ع) وجود نداشت و دسترسی به امام معصوم نسبت به این دو بزرگوار آسان تر صورت می گیرد، به تدریج که به عصر امامت امام زمان- عجل الله تعالی فرجه الشریف- نزدیک می شویم اختناق شدت می یابد و امامت در حصر و محاصره قرار می گیرد و از انظار عمومی و دسترس مردم دور می شود و لذا شبکه وکالت مهم می شود.
در دوره امام عسگری(ع) این نیاز بیش از دوره امام هادی(ع) احساس می شود و در دوره غیبت صغری خیلی مهم می شود و تعداد نواب خاص به چهار نفر منحصر می شود. در آغاز دوره غیبت کبری با اشاره امام به نایب آخر، که می فرماید مردم در حوادث و رویدادها به راویان احادیث ما مراجعه کنند. مرجعیت شیعه با این عنایت و ابتکار امام معصوم به تدریج بوجود آمد و رفته رفته تمام خلأهای فکری و علمی موجود در میان شیعه با این راهبرد جبران شد و اندیشه پویای اجتهاد و فقاهت جهت حفظ مکتب اهل بیت(ع) بر اساس این نوآوری مستقر گردید، و بدین وسیله می توان از آینده نگری امام هادی(ع) جهت مدیریت در بحرانهای فکری الگو گرفت، اساس ولایت فقها برگرفته و بر مبنای این اندیشه سبز شکل گرفته که امروز در سایه این اندیشه ناب، اسلام اصیل در حال درخشش خورشیدوار است. این جایگاه عظیم که هدایت کننده افکار پیروان اهلبیت و انسجام بخش و تضمین کننده بقای دین است، یکی از مهمترین دستاوردهای خلاقیت و نوآوریهای امام هادی(ع) در مدیریت تحولات فکری می باشد که آینده مکتب اهلبیت را در مقابل حوادث و رویدادها بیمه کرده و از انفعال و انکسار نجات می بخشد. (ارشاد مفید/260)

4. دفاع از قرآن میراث نبوت:
 

همان طور که توحید، این مهمترین دستاورد پیامبران و پیامبر خاتم(ص)، با افکار انحرافی مورد هجوم و تحریف قرار گرفت، قرآن کریم نیز با عناوین مختلف و افکار التقاطی مورد هجوم واقع شد. در برخی از دوره ها تحت عنوان حادث و قدیم بودن کتاب خدا و در دوره ای شبهه تحریف قرآن در زبان ها افتاد و عده ای درصدد القاء شبهات مختلف نسبت به اعتبار قرآن برآمدند. چنان که این گونه شبهات از طرف سلفی ها در عصر ما به شیعه نسبت داده می شود، در گذشته نیز به شیعه و فرقه های دیگر نسبت داده می شد. (تحف العقول/ص730)

در عصر امام هادی(ع) این شبهه رواج یافت.
 

آن حضرت به شدت از حریم قرآن که بزرگترین میراث نبوت است و تنها امامت می تواند به بهترین وجه از آن دفاع نماید، به دفاع از قرآن و جایگاه آن پرداخت و شبهات مطرح را پاسخ فرمود و در این راستا چنان که ائمه پیش از او در استدلال های خود در مقابل معتزله و اهل جبر و تفویض ابتدا به قرآن استناد می کردند و در شبهات مختلف فکری از آن بهره می جستند،
امام هادی (ع) نیز شبهه تحریف قرآن را با استناد به آیات مختلف در مسائل کلامی پاسخ می داد. نتیجه ای که از سیره این امام بزرگوار می توان گرفت این است که در سامان دهی تحولات فکری مهمترین مولفه و کارکرد، پاسخ دادن به شبهات و سؤالات در جامعه اسلامی است که با استناد به قرآن و سیره نبوی و اهلبیت (ع) می توان به آن جامه عمل پوشید.

5- جبرزدایی از مکتب اهل بیت (ع):
 

از مباحث فکری و عقلی مهم دوره امام هادی (ع) رشد گرایش به جبر در میان فرقه های مختلف بود. که اساس این اندیشه در قرن اول پایه گذاری شد و در جهان اسلام توسط امویان ترویج گردید. اهلبیت پیامبر (ص) برای زدودن چهره واقعی دین اسلام از این غبار که توسط طرفداران اندیشه جبر، به قرآن کریم نسبت داده می شد، در مقابل این اندیشه موضع گیری نمودند، چنان که در زمان امیر مؤمنان (ع) نیز این اندیشه وجود داشت و پس از آن تا عصر امام صادق (ع) ادامه یافت و اوج رواج این بحث در عصر امام رضا علیه السلام بود که با موضع گیری های عالمانه آن حضرت، مکتب اهلبیت از این گرایشات فکری پالایش شد.
در دوره امام هادی (ع) جبرگرایی (نفی اختیار) و اعتقاد به تفویض (اختیار کامل) دگر باره اوج گرفت و عقاید و افکار پیروان اهلبیت را دچار آشفتگی و سرگردانی نمود. از این روی شیعیان و بزرگان قوم در این باره از طریق نامه نگاری کسب آگاهی کردند.
امام هادی (ع) نامه ای نستباً طولانی در رد این شبهات فکری به آنها نوشت و از هر دو اندیشه و ابتلای به آن برحذر نمود.
مکتب اهلبیت (ع) از این نسبت ها پاک است، طرفداران جبر جهت حکومت های باطل خود به ترویج این اندیشه ها می پرداختند تا قدرت انتخاب را از انسان گرفته و او در مقابل تصمیم پادشاهان، منفعل و مغلوب نمایند، تا قدرت اعتراض و قیام در برابر ظالم از او سلب شود، ائمه با زدودن این افکار از مکتب اهلبیت پیروان خود را نسبت به سرنوشت خود آگاه و در تمام امور تصمیم گیرنده و تأثیرگذار می دانستند و هرگز آنها را در برابر ستمگران تسلیم و سازشگر نمی خواستند، بلکه به شیعه می آموختند که زندگی متعادل داشته باشد و از جبر که توجهی برای حاکمیت ظالمان بود برحذر باشند. از طرفی با ترویج اباحی گری در سایه تفویض نیز گرفتار دام افراط نشوند.
بدین سان امام هادی (ع) اسلام واقعی را با ساماندهی فکری بسیار مدبرانه از انحرافات پاسداری نمود.

پي نوشت ها :
 

1- شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص. 298
2- ر. ک: خضری، سید احمد رضا، خلافت (سلطنت) عباسی از آغاز تا پایان آل بویه.
3- محمد جواد مشکور، تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، صص 146 -151

منبع:روزنامه کیهان
 

جمعه 29 اردیبهشت1391

 

نور دهم! امام علی النقی، سلام -امام نقی

نویسنده : خادم

موضوع :


نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

امام نقی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

فیض مدام، سلسله نورِ دائمی

پور جواد ابن رضا سبط کاظمی

در شأنت این بس است که جد شما رضاست

در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی

تا پایه امامت و دین از تو قائم است

خود عرش فضل را به خدا از قوائمی

اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود

هر شام در صلاتی و هر روز صائمی

یا حجّه الوفیّ، صفی هادی ای امام

ای حضرت کریم که عین المکارمی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

مهر دهم! حقیقت کامل، امام من!

آیینه جمیع فضائل، امام من!

لرزانده دستگاه خلافت شکوه تو!

خاک از توکلّت متوکل، امام من

چاره ندید خصم مگر آنکه همچو باب

بر تو خوراند زهر هلاهل امام من

لحظه به لحظه جان به تو مشتاق، هادیا!

لحظه به لحظه دل به تو مایل، امام من

ای که هنوز حلقه در را نکوفته

لطف تو داده حاجت سائل، امام من

نامت گره‌گشای تمامی مشکلات

لطفت کلید حل مسائل امام من

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

زین العباد، ثانی سجّاد، یا علی

نور تو بر جواد، خدا داد، یا علی

تنها نه باب تو که به فردوس، فاطمه

از خنده تو گشت دلش شاد، یا علی

روشن به روی گندمی‌ات شد دل جواد

وقتی «سمانه» چون تو سمن زاد، یا علی

چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو

شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی

در پای تو گریسته وحش درنده هم

ای بسته ولای تو آزاد، یا علی

تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی

هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام

نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


محمد سعید میرزایی

 

جمعه 29 اردیبهشت1391

 

مطالب گذشته

·

عاشقان احساس مستی می کنند -امام نقی ع ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139113:18

·

چهل مروارید از صدف وجود امام هادی نقی علیه السلام ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139113:4

·

امام نقی - امام سامرا جانم فدایت ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139113:2

·

نوآوری های امام هادی نقی (ع) در مدیریت تحولات فکری و فرهنگی ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139113:1

·

نور دهم! امام علی النقی، سلام -امام نقی ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:57

·

ارتباط شیعیان با امام هادى نقی علیه السلام ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:52

·

خلاصه اى از زندگانى امام نقی علیه السلام ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:49

·

امام شناسی با جامعه کبیره- امام نقی ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:46

·

امام نقی - نافع ترین دوستى ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:44

·

گوشت حرام برای درندگان(داستانی دیگر از امام نقی) ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:42

·

روز خشنودى و رضا( داستانی از امام نقی) ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:40

·

گوشه اى از كرامت ها و شگفتى هاى امام نقی علیه السلام ارسال در : جمعه 29 اردیبهشت139112:37




پروفایل مدیر

امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی کمپین یادآوری


لینک دوستان


طراح قالب


      امام نقی نقی POWERED BY SALEHON.IR

تمامی حقوق مطالب و محتوا برای imammehdi9 محفوظ میباشد || امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی ملودیوس || ویرایش قالب : صالحون